وقتى صعود نكرديم، جشن گرفتند
فرهاد حسين پور: اجازه بدهيد تا سپيدرود دوباره جان بگيردود
نكرديم، جشن گرفتند
فرهاد حسين پور: اجازه بدهيد تا سپيدرود دوباره جان بگير
سپيدرود از قديمى ترين تيم هاى فوتبال ايران است. تيم محبوب گيلانى ها برخلاف گذشته پرافتخارش، اين سپيدرود از قديمى ترين تيم هاى فوتبال ايران است. تيم محبوب گيلانى ها برخلاف گذشته پرافتخارش، اين روزها حال و روز خوبى ندارد
و در ليگ دسته دوم فوتبال كشور روزگار مى گذراند. البته سپيدرود در دوران نزولش حتى تا سطح ليگ استان نيز سقوط كرد اما از زمانى كه «فرهادحسين پور» به عنوان سرمربى اين تيم فعاليت خود را آغاز كرد، سرخپوشان رشت سير صعودى در پيش گرفتند.اوج هنر حسين پور در فصل قبل بود كه سپيدرود را با دست خالى تا آستانه صعود به ليگ دسته اول پيش آورد اما برخى نامرادى ها مانع از تحقق اين مهم شد.حسين پور در مصاحبه با ابرارورزشى از برنامه هاى آينده سپيدرود سخن گفت كه با هم آن را مى خوانيم؛
باشگاه هاى سپيدرود و ملوان چشم و چراغ فوتبال گيلان هستند اما ببينيد كه وضع ما به كجا رسيده است. سپيدرود در ليگ دسته دوم دست و پا مى زند و كسى از آن حمايت نمى كند؛ ملوان هم چنين وضعى دارد. اين تيم هميشه انتهاى جدول ليگ برتر است. حتى يك بار به ليگ دسته اول سقوط كرد و با سختى به ليگ برتر بازگشت. متأسفانه تيم هاى گيلانى مظلوم هستند و كسى از آنها حمايت نمى كند. همين تيم ملوان مى تواند به سادگى تا ميانه هاى جدول هم بالا بيايد اما مورد حمايت قرار نمى گيرد.
* سپيدرود يك زمانى چشم و چراغ فوتبال گيلان بود اما آن روزگار گذشت و به مرور زمان، مشكلات مالى ما را نابود كرد. مشكلات اقتصادى و كوچ ستاره هاى فوتبال شمال باعث شد تا سپيدرود حتى تا سطح ليگ استان سقوط كند؛ يعنى تيمى كه در سطح اول فوتبال ايران فعاليت مى كرد، تا حد ليگ استانى سقوط كرد و با تيم هاى محلى همگروه شد!
* ملوان با كمك اسپانسر نظامى در اين سطح باقى ماند اما فوتبال حرفه اى و متكى بر پول، سپيدرود را غرق كرد. البته خوشبختانه مهندس نجفى كه از مديران تواناى گيلان است، تيم را تحويل گرفته و با سرمايه گذارى هاى خود كمك كرد تا تيم از ليگ استان جدا شود و تا اين مرحله بالا بيايد.
* روز اول كه مهندس نجفى تيم را تحويل گرفت و از من دعوت كرد تا هدايت سپيدرود را بر عهده بگيرم، مى دانستم كار دشوارى در پيش دارم اما تا آنجايى كه توانستم، تلاش كردم. از محلات بازيكن جذب كرده و از تيم هاى پايه بازيكن گرفتم. نفراتى در تيم بزرگسال بازى كردند كه كسى اسمشان را نشنيده بود اما با همان بازيكنان تيم را تا ليگ دسته دوم بالا آورديم و اگر اندكى خوش شانس بوديم، مى توانستيم در ليگ دسته اول بازى كنيم.
* فصل قبل براى رسيدن به ليگ دسته اول شانس بالايى داشتيم. به گواهى آرشيو روزنامه ابرار ورزشى كه با پوشش دقيق اخبار ليگ، انگيزه بازيكنان تيم را افزايش داده بود، تا چند هفته آخر شانس صعود داشتيم اما متأسفانه نگذاشتند سپيدرود صعود كند. عده اى از دوستان با سنگ اندازى هاى خود مانع از تحقق اين امر شدند. آنها از اين مى ترسيدند كه سپيدرود بدون كمك ايشان صعود كند و آبرو و اعتبارشان زير سؤال برود. ما حتى نمى توانستيم زمين تمرين مناسبى براى خود مهيا كنيم! وقتى سپيدرود صعود نكرد، برخى از همين آقايان جشن گرفتند! امسال هم كه ما را اذيت نكرده اند، باور كنيد چنان با ما برخورد مى كنند كه انگار اجنبى هستيم.
* مشكل فوتبال رشت اين است كه بودجه ندارد. باور كنيد در رشت هم بازيكنان خوبى داريم و هم استعدادهاى بسيار درخشانى وجود دارند اما اينكه يك باشگاه آنها را جذب كند و پرورش دهد، كار آسانى نيست. اينجا آن قدر مشكل مالى داريم كه دل خوشى براى بازيكن پيدا كردن باقى نمانده است. با اين وجود شما ببينيد در همين چند سال اخير سپيدرود چند بازيكن خوب و با استعداد را به فوتبال ايران معرفى كرده است

ديگر اشكال بزرگ فوتبال گيلان اين است كه مسؤولان سياسى و ورزشى استان نسبت به فوتبال نظر مساعدى ندارند. تنها نماينده گيلان كه از ورزش حمايت مى كند، نماينده انزلى است و تا آنجا كه بتواند، هواى ملوان را دارد اما نمايندگان رشت در مجلس، اصلاً نمى دانند سپيدرود در كدام دسته از ليگ فوتبال است و مشكلى دارد يا ندارد! با مربيان ديگر كه صحبت مى كنم، به آنها حسودى مى كنم. وقتى مى شنوم كه نماينده فلان شهر در مجلس، بعد از برد تيم شهرش وارد رختكن شده و بازيكنان را تشويق كرده، گريه ام مى گيرد. ما با يك مشت جوان ۱۷ ساله در مسابقات شركت كرده ايم اما نه تنها از ما حمايت نمى كنند، بلكه اذيتمان هم مى كنند.
* امسال نسبت به فصل قبل ۷۰ درصد از مهره هاى اصلى خود را در اختيار نداريم. سهيل حق شناس، محمد آبشك و ايمان گلعلى زاده را به پگاه داديم. محمد هادى زاده، ميثم كوچك آقايى، احمد غلامرضايى، امير تيزرو و چند نفر ديگر نيز از جمع ما جدا شدند. جاى خالى اين بازيكنان را هم با بازيكنان اميد، جوانان و چند بازيكن تستى پر كرده ايم. ما حتى پول نداريم كه بازيكنان خود را حفظ كنيم. بازيكن خوبى داشتيم كه تيم را ترك كرد تا در ليگ دسته سوم بازى كند و پول بيشترى بگيرد. من دلم مى سوزد اما كارى از دستم برنمى آيد.
* مشكلات مالى ما در فصل جديد بيش از هميشه است. به هر حال باشگاه سپيدرود خصوصى است و مدير عامل پس از چند سال هزينه كردن، امسال به خاطر مشكلات مالى نتوانسته مثل هميشه هزينه كند. البته تا اينجاى مسابقات هم زحمات زيادى كشيده و هواداران سپيدرود از او تشكر مى كنند. به هر حال امسال با تيم جوانترى در مسابقات شركت مى كنيم و به زمان بيشترى براى هماهنگ شدن نياز داريم. به شما قول مى دهم با همين نفرات تيمى بسازم كه چشم ها را خيره كند. ما بازيكنان خوبى داريم كه با گذشت زمان ارزش واقعى خود را نشان مى دهند.
* از مسؤولان ورزش استان مى خواهم كه با حمايت از سپيدرود، مانع از دلسردى ما شوند. حيف است كه سپيدرود با اين همه تماشاگر، قدمت و سابقه، در ليگ دسته دوم باشد. ما بودجه هاى چند صد ميليونى نخواستيم، بازيكنان غير بومى نخواستيم، بازيكنان خارجى نخواستيم، حداقل يك بار به ما تلفنى دلگرمى بدهيد.
* از هواداران سپيدرود تشكر مى كنم كه هميشه پشت و پناه ما هستند و همواره از حضور آنها بهره برده ايم. اگر همچنان از ما حمايت كنند و جوانان ما را تنها نگذارند، سپيدرود دوباره جان مى گيرد
+
نوشته شده در
87/06/04ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط
|